شب یلدا
دیشب یلدا بود و همگی در کنار مامان بابای خوبم بودیم و روحیه ی مامان گلم کلی عوض شد و بهشون خوش گذشت و درکنارشون به ما هم خیلی خوش گذشت فال حافظ گرفتیم و آجیل و شیرینی و میوه خوردیم و این شب بهونه ای بود تا مثل هر سال بهمون یادآوری کنه که تو سرمای میانه ی پائیز و زمستان هم میشه جمعی گرم و شاد داشت و به خاطر داشته ها شکر گزار بود اینم میز شب یلدا که خاله اسما زحمتش رو کشیده بود ...








