هوراااااااااااااا شمال
شنبه بعد از مهدکودک آقا مهدیار به مناسبت تولد بابا ناصر به اتفاق باباناصر و مامان ثریا همراهشون رفتیم شمال
مامان ثریا کللللللی خوشحال بود که مهدیارو شمال آورده و مهدیار هم کلی خوشحال تر که با مامان ثریاست
خلاصه اینکه اول به پیشنهاد مامان ثریا رفتیم نمک آبرود
و رفتیم نمایش شیر دریایی و مهدیار با شیره توپ بازی هم کرد
چند ماه پیش رفته بودیم و این شیر دریایی رو دیده بودیم و مهدیار جونم اینقدر خوشش اومده بود که مرتب می گفت دوباره بریم
وقتی برای مامان ثریا تعریف کرده بود، بهش قول داده بود که حتماً یه بار هم با مامان ثریا بره
بعد از دیدن نمایش به مامان ثریا گفت دیدی بهت قول داده بودم، آوردمت
قرار بود یکشنبه برگردیم ولی به پیشنهاد بابا ناصر موندیم و دوشنبه حرکت کردیم
پسرم مثل همیشه دریا هم رفت
و این بار قایق هم سوار شد و کلی با مامان ثریا جونش جیغ زدن و خندیدن
توی راه برگشت هم به هر تونلی می رسیدن چشماشون رو می بستن و مثلاً می خوابیدن و باباناصر هم براشون لالایی می خوند و مهدیار غش می رفت از خنده
دو بار هم مامان ثریا از دست گل پسر ناراحت شد و بهش گفت دیگه فعلاً با هم کاری نداشته باشیم من از دست شما ناراحتم و خودش رو جا داد تو بغل مامان ثریا جونش و مامان ثریای مهربون هم باهاش صجبت کرد و بعد دوباره به صلح رسیدن
سفر بی نظیری بود با مامان ثریا و بابا ناصر مهربون


اینم عکس بابا ناصر همیشه خوش تیپ










اینم آقا پلیس ما


دقایق آخر سفر حباب بازی زیر بارون
این تفنگ حباب ساز رو بابا میثم خرید و مهدیار جونم وقتی دید مامان ثریا خوششون اومده اصراااااااار که برای مامان ثریا هم بخره

لطفاً بقیه عکسا رو توی ادامه مطلب ببینید






هوراااااااااااااا شمال
