مرغ عشقای جدیدمون
بابایی صبح قفس مرغ عشقا رو برد تا برای آقا مرغ عشقمون یه دختر مناسب انتخاب کنه و به سلامتی بیارتشون خونه
ظهر اومد خونه با یه تلویزیون LED برای آقا پسر گلش
که کلی از دیدن تلویزیون جدید خوشحال شد![]()
خلاصه اینکه مرغ عشق ها رو هم آورد یکی سفید مثل برف و دیگری سفید و آبی
من با حالت تعجب فراوان: پس کوششششششششش آقا مرغ عشق خودمون ![]()
بابایی: یکی از دوستام برده براش جفت بخره آقاهه گفته که این دو تا جفتن و خوب هم می خونن اون رو داده و این دو تا رو گرفته
من کلـــــــــــــــــــــــــــــی شرمنده ی آقا مرغ عشقه شدم، آخه هم عزادارش کردم و هم آواره![]()
حالا خانم مرغ عشقه هم حلالم کنه این آقاهه نمی کنه 
اییییییییییییییییییییییییییی خداااااااااااااااااااااا
![]()
تازه فکر کنم آه اون مرغ عشق خدا بیامرز گرفتتمون
، چون این دو تا از وقتی اومدن یک ثانیه هم نوکشون رو نبستن و یه نفس دارن می خونن.



مرغ عشقای جدیدمون
